|
یوسف پناهی فرد
(
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
اشعار دهه فجر |
| منبع : http://zakerin-sm.ir/component/content/article/21- |
| درج شده در تاریخ ۸۹/۱۱/۲۸ ساعت 16:37 بازدید: 837 نفر |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | |
در آفتابِ نگاه تو، صبورِ پیرِ بهارآوا زمین شکفت و زمان گل کرد، به جشنواره ی رؤیاها در آن هزاره ی خاموشی، کسی به عشق نمی تابید دمید عطرِ نگاه دوست، و ناگهان تو شدی پیدا عذابِ پوچی و دلتنگی، به سر رسید و بهار آمد دلم هجومِ طراوت شد، جهان و جان همه شد زیبا بهار؛ هدیه ی دستانت، به کوچه های خزان دیده شکوفه؛ فرصت چشمانت، به باغ های پر از رؤیا دلت نسیم بهاری بود، در آب و آینه جاری بود چه عاشقانه گذر کردی به دشت های پُر از یلدا تو رفته ای و سرودی نیست، بیا و باز شبی روشن به خوابِ آینه ها گل کن، بخوان برای دلِ گُل ها بهارِ پیرِ من ای بُرنا، بیا به زمزمه تا فردا دوباره خوشه کند رؤیا، دوباره زنده شود دنیا... «عبدالرضا رضایی»
از اوج بروج حق سردار قیام آمد بر شوق سماع جان، انوار امام آمد طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد آن پیر پیام آور بت بر کن ولا گستر بر گستره ای لبریز از خون و قیام آمد گفتا که من آن بحرم کارام نمی گیرد در مسلک بیداران آرام، خرام آمد عنبر چکد از نامش، سر مقدم اقدامش بر لحظه سرمستان اکسیر دوام آمد پیک خبر بهمن سرداد به هر برزن کای منتظران خیزید، خیزید امام آمد «غلامرضا رحمدل»
آن سالها گذشتند
از نهضت قاطعانه روح الله , شد دست ستمگران ز ایران کوتاه با دست تهی و این همه پیروزی لا حول و لا قوت الا بالله
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است روز آمده تاج لاله بر سر زده است با آمدن امام در کشور ما خورشید حقیقت زافق سر زده است
از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران اندیشه باور شد در امتداد باران بر صخره های همّت جوشیده خون غیرت بانگ سرود و وحدت آید ز چشمه ساران و الفجر بهمن آمد فصل شکفتن آمد بر پهندشت باور، خالی است جای یاران
برخیز که فجر انقلاب است امروز بیگانه صفت خانه خراب است امروز هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد از لطف خدا نقش بر آب است
پویا و باوقار ، شهوار می رویم استاده بر مسیر ، بیدار می رویم در باغ انقلاب ، شاد و بلند و سبز هر روز تازه تر، پر بار می رویم دانش سلاح ما ، حق است یار ما از ذکر یاحسین , سرشار می رویم
آن که بر ظلم شب شدی پیروز در زمین و زمان خمینی بود
سال ها رنج و غربت و سختی می کشیدی به جان خمینی بود
آن که هم افتخار و عزت داد بر همه شیعیان خمینی بود
آن که بودی یگانه دوران در تمام جهان خمینی بود
آن که می زد شجاعتش فریاد بر سر دشمنان خمینی بود
مانده در قلب ما همی یادش تا ابد جاودان خمینی بود
کسی که ماه شب تار بی قراران شد انیس جان و شفابخش قلب یاران شد نفوذ چشم و پیامش به جان اثر می کرد همان که دلبر و دلدار رهسپاران شد نه قلب پیر و جوان پر شد از محبت او صمیم قلب مصفای نو نهالان شد به سردی دی و بهمن که ناله یخ میزد صفای آمدنش گرمی بهـاران شد وجود مردم ایران ز دوریش غمناک حبیب اهل دل و پیر این جماران شد در آن زمان که ستم پرده سیاهی بود امید بخش قلوب امید واران شد چنان که روز ورودش بهشت زهرا رفت گل همیشه بهاری به لاله زاران شد خوشا صفای زمانی که ماه بهمن بود تو آمدی و دل انقلاب خندان شد
رهبر من نور چشمان من است عشق او آيين و ايمان من استذوالفقار حيدري در دست او طاعتش ميثاق و پيمان من استسيدي از نسل پاك فاطمه(س) هم ز نسل شير يزدان من استدر ولايت وارث آل نبي (ص) جانشيني از امامان من استهمچو مه تابد به قلب شيعيا ن نائب خورشيد پنهان من استدر هدايت سوي حق آرد مر ا اين هدايت سمت قرآن من استآنكه مهر او ندارد در وجو د بي گمان همكيش نادان من استدر سخن چون ابر مي بارد به دل در كوير خشك باران من استدر حضورش موج دريا ديده ام در كلامش راحت جان من استدر نگاهش غرق دريا مي شو م واژه هايش در و مرجان من استقلب تارم را صفايي مي دهد جامع فكر پريشان من استمن مريد آن دل وارسته ام او مراد و پير عرفان من استبوي يوسف مي دهد پيراهنش گرچه خوديعقوب كنعان من استمن چو سنگم او چو كوه بيستون من چو مورم او سليمان من استمن چو بلبل او چو باغ پر زگل من چوبرگ او سرو بستان من استنام او ورد زبانم روز و شب عشق او درد است ودرمان من استآرزوي ديدنش دارم به دل در فراقش شهر زندان من استاي خوش آن روزي كه بينم رهبرم ساعتي در خانه مهمان من استهرگز اي ياران دعايش مي كنيد شب نمازش ذكر ياران من استروي خوبش با دو چشمت ديده اي چهره اش چون ماه تابان من استغرق درياي تهاجم را چه غم ناجي كشتي ز طوفان من استگر چه دشمن نقشه ها دارد بسي حامي او حي سبحان من استدر امانت او ‹‹ امين ›› انقلا ب درشجاعت شير ميدان من استراه او باشد ره پير خمين (ره) رهرو راه شهيدان من استافتخار ما بود ‹‹ سيد علي ›› سرور من جان جانان من استچون فقيه وعالم است ودين شناس مرجع تقليد دوران من استروز ششم ماه تير از سال شصت رهبرم جانباز ايران من استاي خداوندا نگهدارش تو باشد چون دعاي او نگهبان من استشعر امروزم كه وصف رهبر است بهترين اشعار ديوان من استپيروانش ني به پاكستان و هند درفلسطين است و لبنان من استگوئيا مهدي(عج) چنين گويد كه او بهترين اصحاب و ياران من است
من عاشـق آن رهبــر نورا نــی خـویشم آن دلبــر وارستــۀ عـرفـانـی خــویشم
عمـری است غمیـنم ز پریشانـی آن یار هـر چنـد که محزون ز پریشانی خویشم
در دام بـلایت شـده ام سخـت گرفتـار امـواج بـلای دل طوفــانــی خـویشم
چون نقـش نگـارین تو بر دیـده در افتــد گمگشتــۀ این دیـدۀ بـارانــی خـویشم
زان لحظه که مجنون شدم از زلف سیاهت در کوهم و در دشـت و بیـابـانی خـویشم
از شـوق وصال تو چه ویرانـه شد این دل چندی است که شاد ازدل ویـرانی خویشم
یک لحظه پشیمان نشدم از غم آن دوست عمری است که مشغول نگهبـانی خـویشم
دل کنـده ام از عـالـم دنیــایـی و لیکـن دلـبستــۀ آن یـار خـراسـانــی خـویشم
تـوفیـق زیـارت بـه جمـالـش نـدهنــدم این غــم به که گویم غم پنهانـی خـویشم
زان روز که در بنـد نگـاه تـو اسیـرم افسـردۀ دیـدارم و زنـدانــی خـویشم
سرباز و نگهبـانـم و هم حامـی جـان از جـمهـوری اسـلامـی ایـرانــی خـویشـم
| ||
|
یوسف پناهی فرد(yusef ) | ۸۹/۱۱/۲۸ - 16:41 |
@};-
| ||
|
الهام راسخ(ERasekh ) | ۸۹/۱۱/۲۸ - 18:59 |
چند تا از شعرها، فونت ریزی دارن. لطفا تصحیح کنید.
| ||
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
| انجمن های مستقل | |
![]() | مطالب آموزنده و مفید |
![]() | هفته نامه قافلان |
![]() | رو به فردا |
![]() | خیرین مدرسه ساز |
![]() | میانا نیوز |
| ایجاد انجمن مستقل | |


yusef )
خانه
دوستان (14)
گالری تصاویر (0)
کلیپ ها (0)


اپیلاسیون (خانم خانما)
ماه رجب و رغایب
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
سریع ترین اینترنت هوشمند میانه




فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615
مرد آنست که در رویارویی با مرگ. بی هراس باشد
تیلیم خان داستانی . تیلیم خان عمی قیزیسی مهری ایلن گؤبک کسمه یدی.






































































